سفارش تبلیغ
بررسی مالکیت دامنه هاست ایران

اگر من رییس جمهور بودم!!!!

ارسال شده توسط محمود سیف در 96/5/14:: 7:2 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم
آقای روحانی
"اگر من رییس جمهور بودم!!!"
آنچه که مرا به نوشتن این مطلب وا داشت، آن هم در یک روز قبل از تحلیف جنابعالی، به خاطر این است که فردای آن روز خود خوری نکنم که چرا حرف خود را به عنوان یک شهروند نزدم.
اگر هم با زبان ساده و خودمانی. به رشته تحریر آورده شده که همه فهم باشد و به دور از اصطلاحات غریب و ثقیل.
اگر یادتان باشد جناب آقای خامنه ای که آن زمان ریاست جمهور بودند سفری به کره داشتند و مردم کره در دو طرف خیابانی که منتهی به کاخ رییس جمهور کره بود با پرچم ایران برای ایشان دست تکان دادند و ما هم به عنوان ایرانی لذت بردیم از این استقبال، و چه بسا نگاهمان به مردم کره شمالی تغییر زیادی داشت و برایمان جزو. بهترین مردم دنیا شدند، ضمن اینکه همدلی و همراهی ملت و دولت کره در اذهانمان نقش بست.
و اما بعد... در هر جا که روسای جمهور ما رفتند و اینگونه بود چنین خاطره ای برایشان تداعی شد.
باز اگر یادتان باشد در استقبال مردم از امام در سال 57 باز مردم با حضور پر شورشان و با گلباران خیابان های منتهی به فرودگاه کاری کردند که همچنان جزو استقبال های وصف نشدنی و خاطره انگیز است.
و باز در زمان گذشته استقبال هایی که از شاه در کشور های دیگر بوجود میآمد اینگونه متوجه می شدیم که بین دو ملت و دو دولت ارتباطی تنگاتنگ و دوستان و حتی برادرانه وجود دارد، البته کسانی که در رژیم گذشته دستی بر آتش داشتند و الان هم بیشتر دست در آتش دارند باید بیشتر از ما حرف برای گفتن داشته باشند چرا که ما کودک بودیم و کمتر در این امور حضور داشتیم. اما لبخند و شادی در بیت مردم ما را هم خوشحال می کرد و در خیال کودکانه امان پرچم های رنگارنگ و چراغانی ها بیشتر مانده است.
ایکاش همچنان که. برای حضور در پای صندوق رای از دو ماه بیشتر در گوشه صفحه تلویزیون شماره ای ثبت می شود و برنامه های پخش می شود که مردم برای حضور پر شور در انتخابات آماده شوند، برای این مهم که حضور میلیونی. آحاد ملت از زن و مرد و پیر و جوان روستایی و شهری و....رقم زد و زمینه این موفقیت را فراهم کرد
جای پایی از مردم را به نمایش می گذاشتید و به دنیا. و ملل جهان القا. میکردید که این همان ملت نجیب و بصیر و فکور. و مهربان و صلح دوست ایران است که نظام سلطه آنان را تروریست و جنگ طلب و... معرفی کرده است و اما افسوس، که یا شما و اطرافیان دارای بینش تبلیغاتی و روابط عمومی مدرن و بهره گیری از توان ارتباطات نیستید و یا مردم را نا توان حضور در این کونه مجالس فوق العاده نادر که کمتر ایجاد می شود.و یا شاید اطرافیان درک درستی از استفاده بهینه از این گونه فرصت ها را ندارند یا به قول سعدی هنوز به کنه واقعی این بیت پس نبرده ایم که: گرت مملکت باید آراسته

مده کار معظم به نوخاسته

سپه را مکن پیشرو جز کسی

که در جنگها بوده باشد بسی

به خردان مفرمای کار درشت

که سندان نشاید شکستن به مشت

رعیت نوازی و سر لشکری

نه کاری است بازیچه و سرسری

نخواهی که ضایع شود روزگار

به ناکاردیده مفرمای کار
در هر حال می توان تهدید ها را به فرصت مبدل کرد که شما تاکنون نتوانسته اید با یارانتان این کار را بکنید و شاید بابی باز شود که تغییراتی اساسی در دور دوم انتخابتان فراهم کنید.
هر چند که در این تحلیف اکثر شخصیت ها جزو کشورهایی هستند که در جوامع بین الملل دارای رای و جایگاهی قدرتمند نیستند و عموما کشور های عقب مانده و فقیر می باشند البته بجز چند کشور که در حد مشاور و معاون رییس جمهور، وزیر خارجه یا مجلس و...و در کل شخصیت های درجه چهار و پنج را فرستاده اند، اما باز می شد نهایت بهره را برد.
ایکاش فقط یک درصد از هزینه این تشریفات و هدایایی که برای آنان در نظر گرفته شد صرف حضور مردم در مسیر منتهی به مجلس در زمان تحلیف می شد و خرج چندانی هم نداشت فقط کافی بود برای این چند کشور مدعو حدود ده _ دوازده هزار پرچم کوچک این کشور ها را میزدید و به دست همین مردم مهربان میدادید که در طول مسیر حرکت شخصیت های مدعو میدادید و این مردم با چند کیلو شیرینی و آب شربت. راضی می شدند، چون ملتی قانع و نجیب هستند. اما این حضور می توانست. در رسانه های دنیا چون پتکی باشد بر سر همان هایی که از آنها به عنوان دشمن و سلطه طلبانی یاد می کتیم که شرف و دین و منابع و و همه چیز ما را نشانه رفته اند.
و اما شما چه کردید، تعطیلی این روز و تفریح خانواده های پایتخت بطرف شمال به بهانه خلوت شدن خیابان ها برای جلوگیری از ترافیک و کنترل بهتر امور تشریفات. در این چند سال کاری شده که دیگر حتی ایام سوگواری رعایت احوال ایام نمیشود و متاسفانه در ارتحال بنیانگذار نظام اسلامی هم پایتخت نشینان را باید در پیچ و خم های جاده چالوس و دماوند و هراز یافت.
در راهپیمایی ها و روز قدس و بیست و دوم بهمن و مناسبت ها میتوانیم. دهها بار از رسانه ها مسیر ها را اعلام کنیم و نیروهای انتظامی هدایت مراسم را در دست گیرند و اما در این مهم که میشد ابهت و نوع دوستی و نجابت و بزرگ منشی ایران و ایرانی را به منصه ظهور و انظار جهانیان قرار داد و از رسانه های دنیا استفاده مجانی کرد و غرور افرینان این افتخار ملی. یعنی ملت سر افراز را به دنیا شناساند کوتاهی کردید.

آقای روحانی ایکاش من به جای شما رییس جمهور بودم تا چگونه با بهره گیری از نیروهای توانمند در تمامی عرصه ها، چه سیاسی،چه اقتصادی، چه فرهنگی، چه مذهبی و.. کاری می کردم کارستان. اما چه سود که دلسوز ترین و توانمند ترین و بهترین های این ملت خانه نشین شده اند و ناتوان ترین آنها پشت میزنشین و مسند نشین.
ناکارآمدان و چابلوسان و. متملق گویان و مرفه نشینان و کاخ نشینان همه کاره و کرسی نشین. اما متدین ترین و متخصص ترین و متعهد ترین و مجرب ترین و کوخ نشینان این ملت که پای ارزشهای امام راحل و انقلاب ایستاده اند ، هیچ کاره و خانه نشین. 
کلام امام را فراموش نکنیم که هر گاه دولت مردان به سمت کاخ نشینی و مرفه نشینی و تجمل گرایی روی آوردند و دروغگویان و چابلوسان و زمین خواران و متمکنین و ثروت اندوزان به کرسی ها تکیه زدند فاتحه دولت و ملت را باید خواند.

کمی به خود بیایید 
با عرض پوزش از زیاده گویی
والسلام 
محمود سیف
96/5/12 دورود لرستان 
کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل،مدرس دانشگاه و بازنشسته، جانباز شیمیایی جنگ و رزمنده 48 ماه جبهه های دفاع مقدس.


اخلاق سیاسی در اسلام

ارسال شده توسط محمود سیف در 95/11/3:: 8:16 عصر

محمود سیف:

در این عصر هر کس که بخواهد وارد بازی های سیاسی بشود، باید چیزهایی را از دست بدهد تا چیزی را بدست آورد.ظرف وجودی آدمی مانند لیوانی است که باید از چیزی خالی شود تا از چیز دیگر پر شود.در سیاست به معنی غربی که همان پلیتیک است،  همان نیرنگ و حقه هست،باید فرد جوانمردی،فتوت، روحیه گذشت و فداکاری و ایثارگری، راستگویی، وفای به عهد، انسانیت و پاکدستی و ایمان خود را از دست بدهد و بجای آن تملق گویی،چابلوسی، دروغگوئی، خیانت،نامردمی و حقه و نیرنگ رابدست آورد، اما در اسلام و از زبان مولا علی علیه السلام،سیاست معنایی لطیف تر و ظریف تر دارد، امام میفرماید:افضل السیاسه، سیاسه النفس. اول باید خود را تربیت کرد. و بعد بدنبال اصلاح اجتماع بود.ما هنوز نفس خود را تربیت نکردیم. به دنبال اصلاح جامعه ایم و این است که عاقبتش میشود این.بذر بی اعتمادی و دروغ و خیانت و اختلاس و دزدی در جامعه پاشیده میشود.


نا اهلان و نا محرمان

ارسال شده توسط محمود سیف در 93/11/20:: 12:32 صبح

 

چه کسانی اهل و چه کسانی نا اهلند؟

به بهانه   39  سال حماسه ملت مسلمان ایران در عرصه های  

سیاسی، اقتصادی، نظامی و اجتماعی 

 انقلاب خونبار اسلامی

چه کسی به ما خواهد گفت که اهل کدامند و نااهلان هم؟

در فاصله 39  سال زیر علم کسانی سینه زدیم که فکر می کردیم اهلند و

هر کدام در مسئولیت های بالای این انقلاب حضور داشتند...

برخی رئیس جمهورو برخی ریاست مجلس شورای اسلامی و برخی نخست وزیر...

 اما بعد عده ای شدند ایادی امریکا و عده ای حامی منافق و عده ای فتنه گر و

عده ای حامی فتنه گر و عده ای فتنه گران خاموش و عده ای جریان انحرافی و ...

یعنی در طول انقلاب فقط نااهلان بر پاره ای از مستدهای کلیدی انقلاب

 محرومان و پا برهنگان و مستضعفان و کوخ نشینان تکیه زده بودند و

ملت انقلابی و مسلمان نظاره گر به یغما رفتن ارزش هایی که

برای آن از جان و مال خود مایه گذاشتند و ...

براستی این کلام وحی گونه امام(ره) چه کسانی را نشانه رفته بود و رفته است؟

من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می کنم که

 نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.

نگذارید پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند.

اکیداً به ملت عزیز ایران سفارش می کنم که هوشیار و مراقب باشید.  

                                                                                                صحیفه امام- جلد 21- صفحه 93

در دو دور داوطلب کاندید شدن

 در نمایندگی مجلس  شورای اسلامی

 بارها و بارها از من پرسیدند

 چرا کاندیدشدید؟

و من فقط یک حرف برای گفتن داشتم

 و آن کلام مولا امیر مومنان

 در خطبه 131 نهج البلاغه بود که می فرماید:

خطاب به کوفیان و کوفی صفتان در هر عصر و دوره

أَیَّتُهَا اَلنُّفُوسُ اَلْمُخْتَلِفَةُ وَ اَلْقُلُوبُ اَلْمُتَشَتِّتَةُ اَلشَّاهِدَةُ أَبْدَانُهُمْ وَ اَلْغَائِبَةُ عَنْهُمْ

عُقُولُهُمْ أَظْأَرُکُمْ عَلَى اَلْحَقِّ وَ أَنْتُمْ تَنْفِرُونَ عَنْهُ نُفُورَ اَلْمِعْزَى مِنْ وَعْوَعَةِ

اَلْأَسَدِ هَیْهَاتَ أَنْ أَطْلَعَ بِکُمْ سَرَارَ اَلْعَدْلِ أَوْ أُقِیمَ اِعْوِجَاجَ اَلْحَقِّ

اَللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَکُنِ اَلَّذِی کَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِی سُلْطَانٍ وَ لاَ اِلْتِمَاسَ شَیْ‏ءٍ

مِنْ فُضُولِ اَلْحُطَامِ وَ لَکِنْ لِنَرِدَ اَلْمَعَالِمَ مِنْ دِینِکَ وَ نُظْهِرَ اَلْإِصْلاَحَ

 فِی بِلاَدِکَ فَیَأْمَنَ اَلْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِکَ وَ تُقَامَ اَلْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِکَ

اَللَّهُمَّ إِنِّی أَوَّلُ مَنْ أَنَابَ وَ سَمِعَ وَ أَجَابَ لَمْ یَسْبِقْنِی إِلاَّ رَسُولُ اَللَّهِ ص بِالصَّلاَةِ

وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّهُ لاَ یَنْبَغِی أَنْ یَکُونَ اَلْوَالِی عَلَى اَلْفُرُوجِ وَ اَلدِّمَاءِ وَ اَلْمَغَانِمِ وَ اَلْأَحْکَامِ

 وَ إِمَامَةِ اَلْمُسْلِمِینَ اَلْبَخِیلُ فَتَکُونَ فِی أَمْوَالِهِمْ نَهْمَتُهُ وَ لاَ اَلْجَاهِلُ فَیُضِلَّهُمْ بِجَهْلِهِ

وَ لاَ اَلْجَافِی فَیَقْطَعَهُمْ بِجَفَائِهِ وَ لاَ اَلْحَائِفُ لِلدُّوَلِ فَیَتَّخِذَ قَوْماً دُونَ قَوْمٍ وَ لاَ اَلْمُرْتَشِی

فِی اَلْحُکْمِ فَیَذْهَبَ بِالْحُقُوقِ وَ یَقِفَ بِهَا دُونَ اَلْمَقَاطِعِ وَ لاَ اَلْمُعَطِّلُ لِلسُّنَّةِ فَیُهْلِکَ اَلْأُمَّةَ.

اى مردم گونا‏گون با دلهاى پراکنده ، اى کسانى که به تن‏ها حاضرید و به خردها غایب .

با مهربانى ، شما را به سوى حق سوق مى‏ دهم و شما همانند گوسفندی که از غرش شیر مى‏رمد از آن مى‏ رمید .

 بعید است که به یارى شما عدالتى را ، که چهره نهفته است ، آشکار سازم یا حقى را ،

که دیگران به کجی کشانیده‏اند ،راست گردانم .

بار خدایا ، تو مى‏دانى ، که آن کارها که از ما سر زد ، نه براى هم چشمى بود و

 نه رقابت در قدرت و نه خواستیم از این دنیاى ناچیز چیزى افزون به چنگ آوریم .

بلکه مى ‏خواستیم نشانه‏ هاى دین تو را که دگرگون شده بود بازگردانیم

و بلاد تو را اصلاح کنیم تا بندگان ستمدیده‏ ات در امان مانند و آن حدود که مقرر داشته‏ اى ، جارى گردد.

...شما دانسته‏ اید ، که سزاوار نیست کسى که بر ناموس ها و جان ها و

غنیمت ها و احکام مسلمین ولایت دارد و پیشوایى مسلمانان بر عهده اوست ،

 مردى بخیل و تنگ چشم باشد ، تا در خوردن اموالشان حریص شود و نیز ،

والى نباید نادان باشد تا مردم را با نادانى خود گمراه سازد و نباید که ستمکار باشد

تا وظیفه روزى آنان را ببرد و نباید از گردش ایام بترسد تا گروهى را همواره بر گروه دیگر برترى دهد ،

 و نه کسى ، که در داورى رشوه مى‏ستاند ، تا رشوه گیرنده حقوق مردم را از میان برده

و در بیان احکام و حدود الهى توقف نماید . و نه کسى ، که سنّت را فرو مى‏ گذارد تا امّت را به هلاکت اندازد . 

                                                                                          نهج البلاغه - خطبه 131

             و اما باز خدایا  یاریمان ده که باز شناسیم 

               که چه سخت است شناختن اهل از نااهل. 

 


چه تفاوتهایی بین زن و مرد وجود دارد ؟!

ارسال شده توسط محمود سیف در 93/10/17:: 3:13 عصر

 

برای مطالعه

چه تفاوتهایی بین زن و مرد وجود دارد ؟!

زنان، تشریفات را دوست دارند. *مردان کمتر تشریفاتی هستند    .

     زنان رابطه گرا بوده و تمایل به تماشا و نظر دارند و استعداد بیشتری از بینش و شهود از خود نشان می دهند. *مردان هدف گرا بوده و به عمل و آزمایش، بیش تر تمایل نشان داده و استعداد بیش تری برای ارائه دلیل و منطق دارند    .

     زنان نفوذ همسران خود را راحت می پذیرند. مردان در مقابل نفوذ زنان از خود مقاومت نشان می دهند    .

     ترس زنان بیشتر است تا خشم شان. مردان بیشتر از این که بترسند، خشمگین می شوند    .

زنان تحمل بیشتری در برابر رنج بدنی نشان می دهند رنج روحی. مردان در برابر رنج روحی، مقاومت بیشتری از خود نشان میدهند    .

زنان سعی دارند،فرزندانشان همواره راضی و راحت باشند. *مردان، فرزندانشان رابرای استقلال، مقابله و با خطر و سختی ها آماده می کنند    .

مادر، همه ی فرزندان خود را به طور تقریبی یکسان دوست دارد؛ مهرومحبت او مشروط به بروز استعداد نیست. *پدران، فرزندانی را که از آنان حرف شنوی داشته و در امر تحصیل، اجتماعی و حرفه اش موفق تر باشند، بیش تر دوست دارند  .

زنان در انتخاب همسر: مسائل بسیاری از جمله: وضع مالی، آینده، موقعیت اجتماعی، شغلی و…را در نظر می گیرند. مردان سریع تر و راحت تر از زنان، در صدد ازدواج با همسرمورد علاقه شان بر می آیند.

*در چهره زنان، هنگام گفت و گو حالت های ترس، خشم، تعجب، آرامش، اضطراب و لذت، به خوبی قابل رویت است. *مردان در هنگام گوش دادن، خونسر بوده و چهره شان دچار تغییرهای زیادی نمی شود.

زنان هنگامیکه اندیشه های غم انگیز و ناراحت کننده ای دارند، واکنشهای هیجانی تر و احساسی تری را نسبت به مردان از خود بروز می دهند. مردان در برخورد با افکار غم انگیز و رویدادهای ناراحت کننده، احساس های خود را بروز نداده یا کم تر بروز می دهند.

زنان در هنگام گفت و گو، جروبحث و بگومگوهای مختلف، مسائل منطقی را با عواطف و احساس های خود در هم می آمیزند و از رفتارهای کلامی و غیر کلامی خود، بیش تر و قوی تر استفاده می کنند. مردان در هنگام گفتو شنود، جروبحث ها و بگوو مگوها، بدون این که عواطف و احساسات خود را بروز دهند،می توانند خویشتن دار باشند، منطقی سخن بگویند و مستقل از احساس های خود عمل کنند.

 *در صحنه های زندگی اجتماعی، زنان بیش تر تساوی طلب هستند و هم دردی، هم دلی وملاطفت بیش تری از خود بروز می دهند. در صحنه زندگی اجتماعی، مردان برتری طلب و مبارزه جو بوده و برای برتری خود، بیش تر تلاش می کنند. مردان بیش تر از زنان، پرخاشگر و تهاجمی هستند و رفتار خطرناک و غیر اخلاقی بیشتری از خود نشان می دهند.

 احساس موفقیت در زنان، زمانی حاصل می شود که مورد تایید و تصدیق قرار گیرند. مردان زمانی خود را موفق و باارزش می دانند که به هدف های شان برسند و اعتماد به نفس آنان زمانی بالاست که در انجام کارها موفق عمل کرده و خود را ثابت کرده باشند.

 در جریان زندگی، زنان، بیش تر به گذشته توجه می کنند و گوشه چشمی نیز به آینده دارند. مردان بیش تر به آینده توجه نشان می دهند و به راحتی می توانند گذشته را فراموش کنند.

 مسائل مالی و ثروت از نظر زنان، ایستا و غیر دینامیک هستند. زنان با محافظه کاری در حفظ و نگه داری آن می کوشند و به طور کلی، بیش تر به نگهداری چیزهای موجود، دل بستگی دارند. مسائل و ثروت از نظر مردان، دینامیک و غیر ایستا هستند. مردان همواره در جهت افزایش و کسب پیروزی بیش تر، تلاش می کنند و به طور کلی، مردان فزونی طلب بوده و در جستجوی پیروزی بیشترند.

 زنان به گفت وگو علاقه مندند و و با بیان مسائل، از ناراحتی خود می کاهند. مردان سکوت را دوست دارند و به تنهایی به حل مسائل خود می پردازند.

 زنان، شنونده خوبی هستند. مردان، شنونده خوبی نیستند.

 

زنان، کارهای شان را با یک روند آرام، تدریجی، حرکت های ملایم، ظریف و… به انجام می رسانند. *مردان، کارهای شان را با نوسانات زیاد ولی آگاهانه و با حرکت های فراوان، مطمئن و محکم انجام می دهند.

 بدون درخواست کمک، اگر به خانمی پیشنهاد کمک شود، او آن را علامت مهر و محبت دانسته و در اغلب موارد پذیرای آن می شود. در نظر یک مرد پیشنهاد کمک به او، به منزله ی این است که قدرت انجام کاریی را که به عهده گرفته است، ندارد و او از این پیشنهاد،آزرده شده و آن را نوعی توهیم به خود تلقی می نماید. حتی ممکن است به آن اعتراض کرده و خشم خود را نشان دهد،چرا که مرد تصور می کند خود می تواند از عهده کارهایش برآید.

 برای بیش تر زنان، گفت و شنود و هم دلی وسیله ارتباط عاطفی و احساسی است. برای بیش تر آقایان، گفت وگو، وسیله ارتباط و تبادل اطلاعات به حساب می آید.

 مرکز گویش زنان در دو نیم کره مغز قرار داردو آنان برای صحبت کردن، هم زمان از دو نیم کره مغز خود استفاده می کنند مرکز گویش مردان فقط در نیمکره چپ مغز قرار داردو نسبت به مرکز گویش زنان، کوچکتر است.

 دختران زودتر از پسران حرف زدن را شروع می کنند. تا 3 سالگی 99 درصد صحبت جامع است. پسران دیرتر از دختران حرف زدن را شروع می کنند. تا 5/4 سالگی، 99درصد صحبت آنان، جامع است.

 زنان ر برقرای ارتباط، گوش دادن و فراگیری زبان، قوی تر از مردان عمل می کنند. مردان در ارتباط برقرار کردن، گوش دادن و فراگیری زبان، ضعیف تر از زنان عمل می کنند.

 ارتباط بین دو نیمکره مغز، در زنان حدود 15 درصد بیش تر از مردان است. زنان بین دو نیمکره مغز، ارتباطات بهتری برقرار می سازند و توانایی بیش تری در انجام کارهای مختلف و چند وظیفه ای در یکزمان را از خود نشان می دهند.(در مجالس زنان، هم زمان چند نفر با هم صحبت کرده و حرف های یکدیگر را هم گوش می دهند.) *ارتباط بین دو نیمکره مغز در مردان کمتر از زنان است؛ توانایی مردان درانجام کارهای مختلف و چند وظیفه ای همزمان، از زنان کمتر است.( در مجالس مردان به طور معمول یک نفر صحبت کرده و. بقیه گوش می دهند(

 زنان اندیشه اسقرایی دارندو از جزء به کل می رسند؛ خواهان احساس و عاطفه بیش تری هستند. در تصمیم گیری مرددند؛ برای تصمیمگیری به اطلاعات بیش تری نیاز دارند، ولی به آسانی اشتباه های خود را قبول می کنند. مردان با شیوه قیاسی استدلال می کنند و از کل به جزء می رسند و خواهان اطلاعات بیش تری هستند، سریع تر تصمیم می گیرند و کم تر حاضر می شوند به اشتباه های خود اعتراف کنند.

 زنان بیش تر از راه گوش(شنیدن) تحت تاثیر قرار می گیرند و محبت خود را بروز داده و عشق خود را انتخاب می کنند. مردان بیش تر از راه چشم(دیدن), عاشق می شوند.

 زنان به احساس عشق،عنایت بیشتری دارند، همراه با آزار دوستی. مردان به روابط جنسی توجه دارند، همراه با دیگر آزاری.

 تولید هورمون استورژن(هورمون جنسی زنانه) باعث کم تر شدن خشونت، کاهش پرخاشگری، ابراز وجود، رقابت و … در زنان می شود. تولید هورمون زنانه، پیوندجویی را در زنان تقویت می کند. تولید هورمون تستسترون(هورمون جنسی مردانه)میل جنسی، پرخاشگری، تهاجم، رقابت، اتکا به نفس، حرکت های تندو… را در مردان سبب می شود. تولید بیشتر این هورمون، مردان را به خشونت، تجاوزهای جنسی و بدرفتاری های جنسی، حس رقابت، اتکا به نفس و رسیدن به هدف، سوق می دهد.

 میل جنسی در زنان کم تر از مردان است. *میل جنسی در مردان بیشتر است.

 زنان جزئی نگر هستند. ماهرانه متوجه آهنگ های ظریف صدا، علائم ظاهری، حالت هاو تغییرهای چهره شده و از این طریق به علاقه ها، اندیشه ها و روحیه های طرف مقابل، به خوبی و سریع پی می برند؛ راست و دروغ حرف های طرف مقابل را به سرعت کشف می کنند. *مردان کلی نگر هستند و به جزئیت زیاد توجه نمی کنند لذا تمایل، احساس ها و هیجانهای طرف مقابل را از چهره اش به خوبی درک نمی کنند.

 زنان، تصاویر معمولی و هیجانی را بهتر از مردان به خاطر می آورند. به یادآوردن تصاویر معمولی و هیجانی برای مردان، به آسانی صورت نمی گیرد.

 زنان در به خاطرآوردن چهره هاو اسامی، بهتر از جنس مذکر عمل می کنند و کم تر از مردان دچار فراموشی می شوند. مردان چهره و اسامی افراد را زودتر فراموش می کنند و بیش تر ازنان دچار “آلزایمر” می شوند.

 زنان در جوانی، مهربان و در پیری، تهاجمی و خشن می گردند. مردان در جوانی، خشن و خودخواه و در پیری، مهربان می شوند.

 براساس آمار موسسه “هاریس”، فقط 76 درصد از زنان اعلام کرده اند که حاضرهستند با همسر کنونی شان ازدواج کنند. براساس موسسه”هاریس،87درصد مردان متاهل اعلام کرده اند که اگر قرار باشد دوباره ازدواج کنند حاضرند با همسر کنونی شان ازدواج کنند.

 در یک ازدواج شکست خورده:

 زنان مسائل جدایی را به طور عمیق احساس می کنند، ولی چون رابطه گرا هستند، غم ناشی از تنها شدن و بیان مسائل شخصی و زندگی مشترک خود را به راحتی با دیگران بازگو می کنند و هم چنین با گریه کردن، از فشارهای روحی و روانی خود می کاهند؛ درواقع، درد جدایی را کم می کنند. در یک ازدواج ناموفق:

 مردان احساس شکست از زندگی مشترک، درد جدایی و تنهایی را به طور عمیق احساس می کنند و غمگین می شوند، ولی پس از جدایی گریه نمی کنند و درد و غم ناشی از تنها شدن را در خود می ریزند.

منبع:اینترنت


حدیث ثقلین

ارسال شده توسط محمود سیف در 93/10/14:: 10:49 صبح

چرا هم پیامبر(ص) و هم امام(ره)  

در واپسین روزهای عمر خود تاکید بر حدیث ثقلین داشته اند؟

اکنون ببینیم چه گذشته است بر کتاب خدا، این ودیعه الهى و ماترک پیامبر اسلام ـ صلى ‏اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ مسائل أسف‏انگیزى که باید براى آن خون گریه کرد، پس از شهادت حضرت على(ع) شروع شد. خودخواهان و طاغوتیان، قرآن کریم را وسیله‏ اى کردند براى حکومتهاى ضد قرآنى؛ و مفسران حقیقى قرآن و آشنایان به حقایق را که سراسر قرآن را از پیامبر اکرم ـ صلى ‏اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ دریافت کرده بودند و نداى اِنّى تارکٌ فیکُمُ الثقلان در گوششان بود با بهانه‏ هاى مختلف و توطئه‏ هاى از پیش تهیه شده، آنان را عقب زده و با قرآن، در حقیقت قرآن را ـ که براى بشریت تا ورود به حوض بزرگترین دستور
زندگانى مادى و معنوى بود و است ـ از صحنه خارج کردند؛
و بر حکومت عدل الهى ـ که یکى از آرمانهاى این کتاب مقدس بوده و هست ـ خط بطلان کشیدند و انحراف از دین خدا و کتاب و سنت الهى را پایه‏ گذارى کردند، تا کار به جایى رسید که قلم از شرح آن شرمسار است.

و هرچه این بنیان کج به جلو آمد کجی ها و انحرافها افزون شد تا آنجا که قرآن کریم را که براى رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمانان بلکه عائله بشرى، از مقام شامخ احدیت به کشف تام محمدى(ص) تنزل کرد که بشریت را به آنچه باید برسند برساند و این ولیده «علم الاسماء»  را از شرّ شیاطین و طاغوتها رها سازد و جهان را به قسط و عدل رساند و حکومت را به دست اولیاءاللّه‏، معصومین ـ علیهم صلوات الاولین و الآخرین ـ بسپارد تا آنان به هر که صلاح بشریت است بسپارند ـ چنان از صحنه خارج نمودند که گویى نقشى براى هدایت ندارد و کار به جایى رسید که نقش قرآن به دست حکومت هاى جائر و آخوندهاى خبیثِ بدتر از طاغوتیان وسیله ‏اى براى اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران و معاندان حق تعالى شد. و مع‏ الأسف به دست دشمنان توطئه‏ گر و دوستان جاهل، قرآن این کتاب سرنوشت‏ساز، نقشى جز در گورستانها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آنکه باید وسیل? جمع مسلمانان و بشریت و کتاب زندگى آنان باشد، وسیله تفرقه و اختلاف گردید و یا بکلى از صحنه خارج شد، که دیدیم اگر کسى دم از حکومت اسلامى برمى‏ آورد و از سیاست، که نقش بزرگ اسلام و رسول بزرگوار ـ صلى‏ اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ و قرآن و سنت مشحون آن است، سخن مى‏گفت گویى بزرگترین معصیت را مرتکب شده؛ و کلمه «آخوند سیاسى» موازن با آخوند بى‏دین شده بود و اکنون نیز هست.  
 
بخشی از وصیت نامه الهی، سیاسی  حضرت امام خمینی(ره) 

ارید ان اداوی بکم و انتم دائی-علی علیه السلام

ارسال شده توسط محمود سیف در 92/12/23:: 9:28 عصر

ضمن تشکر از بازدید کنندگان از این وبلاگ

خصوصا دانشجویان عزیز در اقصی نقاط این کشور

و بعضا سایر کشورها  در خصوص مشاوره و راهنمایی

 صرفا از طریق ایمیل اینجانب پاسخگویی امکان پذیر است .

saif.mahmoud@yahoo.com

 *****************************************

در این چند سال چه کسانی از

تحریم های علیه ایران

سود بردند؟

سود جویان داخلی   یا    دشمنان خارجی

*********************************

رئیس جمهور، نماینده،استاندار و....

حرف ما که هیچ کاره ایم که خریدار ندارد لااقل از سعدی بشنو

                      نصیحت سعدی به سیاستمداران

گـــــرت مملــــــکت باید آراســـــــته

مده کــــــار معظم به نوخاستــــــــه

سپـــه را مکن پیشـــــــرو جز کسی

که در جنگـــــها بوده باشد بســـــی

به خــــــردان مفرمـــــای کار درشت

که سندان نشاید شکستن به مشت

رعیت نوازی و سر لشکـــــــــــــری

نه کـــــاری است بازیچه و سرسری

نخواهی که ضــــــــــایع شود روزگار

بـــــه ناکاردیده مفــــــــــــرمای کار

****************************************

توجه فرمائید:

در این سی و هفت سال چه کسانی اینگونه بودند؟

قال علی علیه السلام

کن فی الفتنه کابن اللبون  لا ظهر فیرکب ولا ضرع فیحلب

در فتنه ها چونان شتر دوساله باش، نه پشتی دارد که سواری دهد  

و نه پستانی تا آن را بدوشند؟

حکمت 1 نهج البلاغه

******************************

ارید ان اداوی بکم و انتم دائی

من می خواهم با شما جامعه را درمان کنم

در حالی که شما خود درد من هستید

امام علی علیه السلام

خطبه 121

 

..........................................................................

چه کسانی سنت خوب گذاشته اند و چه کسانی سنت بد؟

 

رسول مکرم اسلام:

 

مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً کَانَ لَهُ أَجْرُهَا وَ

 أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ  

مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَیِّئَةً کَانَ عَلَیْهِ‏ وِزْرُهَا

وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة

 

کسى که طریقه خوبى را پایه گذاری نماید،

اجر و ثواب هر کس که تا روز قیامت به آن عمل کند

 را دارا است و کسى روش نکوهیده ای را اختراع نماید،

 گناه آن و هر کس که عمل به آن تا روز قیامت  کند

 بر عهده او است.

شما جزء کدام دسته هستید؟ 

0000000000000000000000000000000000000

 




اخر الزمان

ارسال شده توسط محمود سیف در 92/1/15:: 6:57 عصر

علایم آخرالزمان به نقل از پیامبر اسلام (ص) ومعصومین(ع)
در امت من روزگاری آید که درآن قاتل نمی داند که چرا کشته ومقتول نمی داند که چرا کشته شده. پرسیدند که چگونه ممکن است؟ فرمود: به سبب هرج و مرج. سپس فرمود: قاتل و مقتول در آتشند. و سپس: تو اگر توانستی از کشته شدگان باش.
زکات از مستحقین قطع کنند. مسکرات آشکار سازند. غیبت را خوشی وشوخی دانند. حرام را مباح دانند. نمازرا تاٌخیر بیاندازند. والدین را دشنام دهند وبه مرگ آنان شاد شوند. همسایه را جفا کنند. حیای کوچکان کم شود. برادر به برادر حسد ورزد. وفا کم شود. زنا فراوان گردد. کبر و منیٌت چون سم در دلها راه یابد. بیدادگری و جرایم آشکار گردد. مومنین خوار ومنافقین عزیز باشند. صورتشان صورت آدمی و دلهایشان دل شیطان است. زندانبانانی خواهند بود که درخشم خدای روز را شب وشب را روز می کنند، مبادا از همرازان آنان سازند. طلاق فراوان شود. مردان امت من خود را به طلا بیارایند ولباس ابریشم برتن کنند. مردم پست عمارتهای محکم رفیع البنیان بسازند. ظروف طلا و نقره استعمال می کنند. ربا را به صورت بیع ورشوه رابه اسم هدیه حلال شمرند. بعضی مردم به گورستان رفته و آرزوی مرگ کنند. از برای دنیا برادران خودرا بکشند. مرگ مفاجات زیاد شود. در راهها و شهرها غارت زیاد شود. فتنه و اضطراب بسیارشود. مردم محارم خودرا وطی نمایند. زنان خواننده زیاد شوند. زلزله فراوان گردد. عمرها کم شود. بلاها ظاهرگردد. تار و ساز آشکارگردد و آن را مستحسن شمارند. عابدان ریاکارند. و تاجران رباخوار و زنان ایشان زناکار. توانگران حج را برای تفریح و تجارت بجای آورند. بیشترعلما شریرترین خلق خدا هستند در زمین. فقهای گمراه کننده زیاد شوند. قرآن را به غنا خوانند. خونریزی زیاد شود. لجاجت در میان مردم آشکار گردد. فقر بسیار شود. سال به سال بدعت و شر و فسق و فجور از سال پیش زیادترگردد. درآن هنگام زیرزمین از روی آن بهتراست. باران ها در غیر موسم ببارد. جماعتی از پیروان شیطان ادعای امامت کنندومردم راگمراه و از دین منحرف سازند وای برآنانی که به دست خود کتاب می نویسند و از آن دکانی برای خود باز می کنند. از اینان با عنوان پلیدان در ملکوت آسمانها یاد می شود(چون کار به دست نااهل افتد چشم به راه قیامت باش--پیشاروی قیامت کذابینی خواهند بود، از آنان حذرکنید). کفار بر همه اهل اسلام مسلط شوند. دو گروه از عجم در هم ریزند به خونریزی- بر سر لفظ کلمه عدل- و آن روز است که یکی از اولاد من به سلطنت برسد و اسلام را طاهرکند و زمین را که پراز ظلم وجور شده از عدل و داد پر کند. چهاردیوارکاخ ظلالت درهم شکند و پرده ازروی دلها بردارد. دادمظلوم از ظالم بگیرد. وبه خانه کعبه تکیه کند و بگوید: اِنی بقیة ا...ِ وحجتهِ وخلیفةِ علیکم. او (خدا) کسی است که پیامبر خود را برای هدایت مردم فرستاد با دینی راستین و برحق تا او را برهمه ادیان پیروز گرداند.


محمود سیف

ارسال شده توسط محمود سیف در 86/11/3:: 3:22 عصر

  

بسم الله الرحمن الرحیم

 در تقدم ملاکها هیچ ارزش و ملاکی مهمتر از تقوی و جهاد در راه

 خدا نیست و همین تقدم ارزشی و الهی باید معیار انتخاب و امتیا

ز دادن به افراد و استفاده از امکانات و تصدی مسئولیتها و ادار

ه کشور و بالاخره جایگزین همه سنتها و امتیازات غلط مادی

و نفسانی بشود.چه در زمان جنگ و چه در حالت صلح ،چه امروز

و چه فردا که خدا این امتیاز را به آنان عنایت فرموده است و صرف

 امتیاز لفظی و عرفی کفایت نمیکند که باید هم در متن قوانین

و مقررات و هم در متن عمل و عقیده و روش و منش جامعه پیاد

ه شود و مصلحت زجر کشیده ها و جبهه رفته ها و شهید و اسیر و

مفقود و مجروح داده ها و در یک کلام مصلحت پا برهنه ها و و گو

د نشین ها و مستضعفین  بر مصلحت قاعدین در منازل و مناسک

و متمکنین و مرفهین گریزان از جبهه و جهاد و تقوا و نظام اسلامی

 مقدم باشد و نسل به نسل و سینه به سینه شرافت و اعتبار پیشتازان

 این نهضت مقدس و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند .

 امام خمینی (قدس سره  

    
 

 **********************************************************************************************************

           امام علی                                     

   نامه 53 نهج البلاغه ( خطاب به مالک اشتر )                        

به هر حال ، روى پوشیدنت از مردم به دراز نکشد ، زیرا روى پوشیدن والیان از رعیت خود ، گونه‏اى نامهربانى است به آنها و سبب مى‏شود که از امور ملک آگاهى اندکى داشته باشند . اگر والى از مردم رخ بپوشد ، چگونه تواند از شوربختیها و رنجهاى آنان آگاه شود . آن وقت ، بسا بزرگا ، که در نظر مردم خرد آید و بسا خردا ، که بزرگ جلوه کند و زیبا ، زشت و زشت ، زیبا نماید و حق و باطل به هم بیامیزند . زیرا والى انسان است و نمى‏تواند به کارهاى مردم که از نظر او پنهان مانده ، آگاه گردد .

 

  ************************************************************************

چه کسی قضاوت خواهد کرد؟

  

بخشی از مقاله : حدود اختیار ، مالکیت و زمامداری زن 

یکی از معمولترین نوع قاچاق انسان که به دلیل سود سرشار آن مطمع نظر گروهها و باندهای سازمان یافته است قاچاق زنان و دختران برای استفاده از آنها در کارهای فساد و فحشا و وادار کردن آنها به روسپی گری و بعضاً به کارگیری در مشاغلی چون پیشخدمتی و کلفتی است . در مورد قاچاق زنان ذکر این نکته ضروری است که تقریباً هیچ نقطه ای از جهان را نمی توان یافت که به نوعی از این پدیده و پیامدهای شوم آن تهی باشد ، اما برخی از مناطق جهان به طور سنتی و یا بدلایل دیگر ، بیشتر با آن دست به گریبان است ، پس از فروپاشی کمونیسم، تجارت زنان و دختران کشورهای اروپای شرقی و مرکزی و همچنین جمهوریهای شوروی پیشین افزایش چشمگیری یافته است

                                               چاپ در هفته نامه ی اشترانکوه متن کامل 

 

 مالکیت زننقد : حدود اختیار ، زمامداری و مالکیت زن  توسط دکترعزت الله دهقان

نماینده  محترم مردم دورورد و ازنا

در مجلس شورای اسلامی

آیا نسبت وجود تناقض در این قانون اهانت غیرمستقیم به مردم و نویسندگان این قانون که به عنوان خبرگان تدوین قانون اساسی، گلهای سرسبد حوزه و دانشگاه بوده اند، نخواهد بود که یکی از آنها شهید بزرگوار بهشتی و دیگری، صدوقی و آن دیگر هاشمی نژاد است؟ بالندگی قانون مترقی اساسی ایران واقعیتی است که بسیاری از حقوقدانان جهان را به تعجب واداشته است. واژه تناقض که مورد ادعای نویسنده است واژه ای است که در زمان تدوین اصول مذکوره در مشروح مذاکرات خبرگان، حتی به زبان بنی صدر و امثال وی جریان نداشته است.

                                        چاپ در هفته نامه ی اشترانکوه – شماره 239 – 16 مهر 86 

 

زنان و حرفهان ناگفته آنانبخشی از مقاله : زنان و حرفهای ناگفته 2

ما زنان امــروز بسیار خرسندیم هنگامی که جامعه به سمت شایسته سالاری در حرکت است. مردان و متفکران این جامعه در تبیین حقوق زنان مساعی لزم را می نمایند و سعــی در شناسـاندن حقـوق زن و زن بـه عـنوان وجودی با صلاحـیت و بـا استعداد دارنــد. در این راستا از مدیرمسوول مجله اشترانکوه به دلیل چاپ مقالاتی تحت عنــــــوان (اختیار زمامداری و صلاحیت زن) نوشته آقای محمود سیف در بیان حقوق زنان کمال تشکر و قدردانی را داریم.    اشترانکوه شماره ??? / ?? آذر ?? 

 

بخشی از مقاله : نگاهی به نقد آقای عزت اله دهقان 

  نویسنده ناهید رحمتی دانشجوی کارشناسی ارشد  

با توجه به اینکه بسیاری از عزیزان مقالات پیشین آقای سیف را خوانده اند و طرفداران بسیاری نیز دارد لازم به ذکر است که هیچ گونه اظهار نظری دال بر اینکه نویسنده قصد توهین به آرزوها و شخصیت های عزیز و محبوب و مظلوم انقلابی را داشته است وجود نداشته بلکه آنچه محرز است اینکه آقای دهقان این قصد را داشته اند که با استفاده از مظلومیت و محبوبیت نامبردگان به تحریک احساسات مردم انقلابی دامن بزنند. در ثانی قانون اساسی ما که نوشته شده بوسیله ی خبرگان و از انواع صافی ها گذشته است در سال 68 مورد بازنگری قرار گرفته و این بیانگر این است که ممکن است از افکار بشری نیز خطا صادر شود و ی ایرادی بر آن وارد باشد.  چاپ در هفته نامه محترم اشترانکوه ، شماره 242 ، 9 آبان 86

 

  بخشی از مقاله : زن ، تساوی ؟ تشابه ؟ نویسنده میترا لشنی ( دانشجو )

در کشور ما نیازمندی به نهضت زن هست. اما نهضت سفید اسلامی نه نهضت سیاه و تیره اروپایی.  

نهضت اسلامی زن باید سفید باشد. نه سیاه و تیره و نه قرمز و نه کبود و نه بنفش. نهضتی که احترام پدران را نزد دختران و احترام شوهران را نزد زنان از خیال نبرد. اساس خانواده را متزلزل نکند.  

نهضتی که زنان را به شوهرداری و مادری و تربیت فرزندان بدبین نکند کاری نکند که از سوی اقیانوسها ناله به آسمان بلند شود که ای وای کانون مقدس خانواده متلاشی شد. اطمینان پدری از میان رفت. نهضتی که دست جوانان شهوت پرست از شرکت و دخالت در آن کوتاه باشد. نهضتی که براستی از تعلیمات عالیه اسلامی سرچشمه بگیرد. نه اینکه به نام تغییر قانون مدنی قوانین مسلم اسلامی دستخوش هوا و هوس قرار گیرد. نهضتی که در درجه اول به یک بررسی عمیق و منطقی بپردازد تا روشن کند در اجتماعاتی که نام اسلام بر خود نهاده اند چه اندازه تعلیمات اسلامی اجرا می گردد؟

زن ایرانی می تواند نهضتی بپا کند که هم نو و دنیاپسند است و هم منطقی و هم از فلسفه چهارده قرن خودش سرچشمه گرفته باشد. بدون اینکه دست گدایی به سوی دنیای ...  

 چاپ در هفته نامه محترم اشترانکوه ، شماره 242 ، 9 آبان 86 

   

محمود سیفبخشی از جوابیه محمود سیف به نقد آقای عزت اله دهقان :

آقای دکتر نقایص یا تناقض ؟  

1ـ عدم اشراف به کل مقاله که در 5 شماره نشریه به چاپ رسیده است و صرفاً با استناد به بخش دوم مقاله که جزئی از کل مقاله هست موجب گردیده که نویسنده محترم نتوانند به تمامی مباحث مطروحه دسترسی داشته باشند و همین عامل باعث گردیده که قضاوت نه چندان کارشناسانه و جامعی از مقاله مرقوم فرمایند.

2ـ اشاره به واژه «تناقض» که در چندین جای نقد به چشم می خورد معلوم نیست در کجای بخش دوم این مقاله از سوی حقیر نوشته شده که در پاره ای از موارد به دلیل خستگی مفرط افکار و خصوصاً چشم، کلمات اشتباهی دیده می شوند و در روانشناسی هم به ثبوت رسیده که آدم گرسنه وقتی در خیابان به دنبال رستورانی جهت صرف غذا می گردد، کتابفروشی را کباب فروشی و بالعکس زمانی که بدنبال کتاب می گردد کباف فروشی را کتاب فروشی می بیند و اما گلایه ای که بر استاد هست اینکه نمی توان به صرف خطای چشم از سوی جناب عالی بنده را مورد کم لطفی قرار داده و حتی با انتساب واژه تناقض که مورد ادعای بنده قرار داده اید و حقیقت کذب است، در ردیف خیانتکاران و حتی بالاتر از آنان (بنی صدر و...) فرض نمایید، می دانید که نه تنها در این مورد اشتباه بزرگی را مرتکب شده که اولاً واژه ذهنی خود را به اینجانب نسبت داده اید، ثالثاً با تکیه بر آن مورد اتهام و اهانت غیرمستقیم به مردم و نویسندگان قانون و در ردیف خائنانی که به ارزشهای نظام و اسلام هستند، محکوم نموده اید و این گناهی نابخشودنی در محضر خداست که در آیه 37 سوره اسراء می فرمایند: «و لا تفف ما لیس لک به علم، ان سمع والبصر والفواد کل اولئک کان عنه مسئولا» (نسبت به چیزی که به آن علم و اصلاح نداری پی گیری مکن که هم گوش و هم چشم و هم زبان نزد خدا مسوولند) یعنی نه کسی را تکفیر کن و نه سرزنش و نه مورد اهانت که پاسخگوی نزد پروردگاری.

3ـ اشتباه و خطا و شاید بهتر بگویم کم لطفی استاد در کلمه «تناقض» به جای نقایص کهدر متن آمده است موجب گردیده بار دیگر با زیر سؤال بردن نویسنده به تخطئه قانونی با اصول دموکراسی و مردم سالاری و توهین به مقام شامخ شهدایی چون شهید بزرگوار دکتر بهشتی و هاشمی نژاد و صدوقی و... مردم، به تحریک احساسات مردم و جریحه دار کردن قلب آنان مبادرت کرده اید که از کسی همچون حضرتعالی بعید به نظر می رسد آن هم شخص مورد اعتمادی که بهترین و باهوش ترین و سالمترین قشر جامعه یعنی جوانان دانشجو بایستی از امثال شما درس گذشت، فداکاری، ایثار، تعهد، تدین، تخصص و اعتماد را فرا گیرند و خوب می دانیم که با مقدمه ای که پیش از این گذشت، نقد از درجه اعتبار نه چندان بالایی برخوردار است و همین واژه کذایی می تواند در محاکم مطبوعاتی به سوابق تحقیقاتی، پژوهشی و علمی شما که صاحب چندین عنوان کتاب و مقاله هستید لطمات جبران ناپذیری وارد نماید.  چاپ در هفته نامه اشترانکوه     متن کامل جوابیه  

  

 قلم توتم من استسیف ما قلم ما

قلم توتم من است، توتم ماست، به قلم سوگند، به خون سیاهی که از حلقومش می‌چکد سوگند، به رشحه خونی که از زبانش می‌تراود سوگند، به ضجه‌های دردی که از سینه اش برمی‌آید سوگند... که توتم مقدسم را نمی‌فروشم، نمی‌کشم، گوشت و خونش را نمی‌خورم، به دست زورش تسلیم نمی‌کنم، به کیسه زرش نمی‌بخشم، به سرانگشت تزویرش نمی‌سپارم، دستم را قلم می‌کنم و قلمم را از دست نمی‌گذارم، چشم‌هایم را کور می‌کنم، گوش‌هایم را کر می‌کنم، پاهایم را می‌شکنم، انگشتانم را بند بند می‌برم، سینه‌ام را می‌شکافم، قلبم را می‌کشم، حتی زبانم را می‌برم و لبم را می‌دوزم...‌اما قلمم را به بیگانه نمی‌فروشم .
قلم توتم من است،‌امانت روح القدس من است، ودیعه مریم پاک من است، صلیب مقدس من است، در وفای او، اسیر قیصر نمی‌شوم، زرخرید یهود نمی‌شوم، تسلیم فریسیان نمی‌شوم. بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلمم به صلیبم کشند، به چهارمیخم کوبند، تا او که استوانه ی حیاتم بوده است، صلیب مرگم شود، شاهد رسالتم گردد، گواه شهادتم باشد، تا خدا ببیند که به نامجویی، بر قلم بالا نرفته‌ام، تا خلق بداند که به کامجویی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشته‌ام. تا زور بداند، زر بداند و تزویر بداند که‌امانت خدا را، فرعونیان نمی‌توانند از من گرفت، ودیعه عشق را قارونیان نمی‌توانند از من خرید و یادگار رسالت را بلعمیان نمی‌توانند از من ربود... قلم زبان خداست، قلم‌امانت آدم است، قلم ودیعه عشق است، هرکسی توتمی‌دارد. و قلم توتم من است.                                دکتر علی شریعتی





بازدید امروز: 6 ، بازدید دیروز: 4 ، کل بازدیدها: 17301
پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ