سفارش تبلیغ
اخبار جدید
اخبار جدید

سیف ما قلم ما

وبلاگ سیف ما قلم ما و سیف دیروز قلم امروز صرفا برای رفاه دانشجویان و دوستداران دانش است شاید توانسته باشم در حد توان خدمتی به جامعه کرده باشم.

ثم هدی_ محمود سیف

    نظر

??ثُمّ هَدی??

من نبودم ز ازل، از چه صدایم کردی
کُن بگفتیُ و شدم، بعد خدایم کردی

به زبان حرف نهادی، به بیانم اَسماء
به خلیفه گریّت جامه، ردایم کردی

گله مندم ز چرا ؟ اشرف مخلوق شدم
فَیَکون کُنّ شد و از اصل جدایم کردی

فتبارک به خودُ، احسن خالق چوشدی
ز چه ؟ از مُلک ومَلَک حال گدایم کردی

خیمه شب بازی این کهنه ی بازار شدم
من و ابلیس به این دام، که دایم کردی

"در ازل پرتو حُسنت ز تجلی دم زد"
عشق پیدا شد و این گونه فدایم کردی

این چه سرّی،که از عالم افلاک به خاک
فرشیم کردی و از عرش، ندایم کردی

ربّنا شُکراً، که با اَعطی کُلّ شُی، سیف
راندی از درگه خود، ثُمّ هدایم کردی

محمود سیف بختیاری
6 آذر98
????????????????

( ربَّنا اَعطی" سیفُ " کُلُّ شَیء خَلقَهُ)
راندی از جَنَّت خود، ثُمَّ هَدایم کردی
****************************
https://t.me/joinchat/AAAAAEU5epRPfgwDTQB3wQ

 


غزل : پایان انتظار از محمود سیف

    نظر

 ***پایان غیبت***
غریب   آشنا   دیدی    چه  کردیم ؟
همه  مست  و  خراب  تخته  نردیم
ز   غیبت ،  گر  رسد   پایان   غیبت
گمان  دارم به  ظاهر هم چو مردیم
از  آن  ترسم  که چون مظلوم زهرا
به   وقت   یاریت    بیگانه   گردیم
گل  نرگس  چو  جدت  شاه  مردان
بدان  درمان  تویی ما جمله  دردیم
تو گرما بخش و خورشیدی ،  دریغا
که  ما  در  بی  وفایی  کوه   بردیم
یدالله   با  جماعت  هست  هر   دم
ولی  افسوس ،  ما  تنها   و   فردیم
بیا  ، ای  نور،   روشن  کن  جهان را
منور   کن  قلوب   ما  ، که   سردیم
بیا  ،  تا   از  فرج    فجری   بسازیم
همین  حالا که رخ چون برگ زردیم
بیا    ای    وارث     سیف     ولایت
که دین و دل همه پر خاک و گردیم
محمود سیف_ 11اردیبهشت 97


غزل جامانده؟ محمود سیف

    نظر

****

                  ****جا مانده****
کاروان   رفت   و  من  اندر   طلب   یار  هنوز
من   جا   مانده   و   در   اول  این  غار   هنوز
راه  تاریک   و   خطرناک  و  خطرها  در  پیش
ز  پس  و  پیش  رها مانده  به  این  دار  هنوز
"در  ره  منزل   لیلی  که  خطر هاست  در  آن"
چو که مجنون نشدم بی سبب است جارهنوز
ساربان   گفت   که   گر   در   طلب  فیضی تو
گر   که   با  ما   نروی   گم  شوی و خوار هنوز
ساغری   نوش   بکردم    من   اگر   با    یاران
مرهمی   بود   به   این  خسته  و  بیمار  هنوز
اگر   از   شهوت  و  غفلت، حسد و بخل و  ریا
بکنم    رخت ،    بود    لحظه    دیدار    هنوز
صوفیم   گفت   که   گر  در  طلب  فیضی  تو
می شد   او  شمع  شب  افروز  شب تار هنوز
خواب   غفلت   ز  کف  سیف  اگر  برد   زمان
کاروان  دار    رهم   هست   که   بیدار   هنوز
            محمود سیف_15 مرداد 74

 


سروده شبیخون از محمود سیف

    نظر

** شبیخون**
درنگی  کن  که  بر  دارم    تفنگم
ببندم   من   قطار   پر     فشنگم
زنم  بر  قلب  دشمن  تا  که  بیند
چه غوغایی شده از رزم و جنگم
بیا  بنگر  هم  الوار  و  هم   اکراد
سپاهی صف شکن ازتیپ و هنگم
به  حیله از درون و از برون  کین
شبیخون کرده ما را عرصه  تنگم
بیا  با  هم  ز  این  وادی    برانیم
به  صحرا  شیر  و در  دریا نهنگم
زده   بر     ریشه    ایل   و   تبارم
خدایا    قدرتی     ده   پای   لنگم
لر   و  کرد   و   بلوچی   ای  برادر
دهم   سر‌  در  رهت  چونان پلنگم
کنم  من  پشت  گر بر دشمن دون
نماند   جز   به   عالم   نام    ننگم
اگر   کرکس    زند   پر   بر   دیارم
به   زیر   آرم   عقاب   تیز   چنگم
چه رنگین پرچمی  در  اهتزاز است
سفید  و سبز و سرخ  زیبای رنگم
چه خوش باشد که بر روی مزارم
زند   نعره  به  گیتی   شیر  سنگم
خدایا  سیف   را   از   ملک  ایران
جدا   هرگز   مکن   تا   روز  مرگم
 شعر : محمود سیف. شهریور 94


سین مثل سیل 1

    نظر

بی نام:
??این سیلاب نعمت خدا بود!

??سیل های اخیر متاسفانه ویرانی و تلفات داشت اما همین سیل چندتجربه را نشان داد:

??مچ جنگل خواران سودجو مقدس نما و آقازاده های سودجو و غارتگر را باز کرد که چه بر سر طبیعت آوردند و زمینه سیل را در شمال کشور فراهم کردند.

??مچ خالیبندهای به ظاهر سازنده و بباطن ویرانگر را درساختن باصطلاح خط ریل آهن و سد ها و جاده های نامطمئن را برای مردم گشود.

??دست دروغگویانی را که پول کلان گرفته بودند تا دعا کنند بلایای طبیعی نیاید را روکرد که دروغ گفتند و پول مفتی گرفتند و بلعیدند و مردم فهمیدند در زندگی مدرن دیگر دعا و جادو و جنبل تاریخ مصرفشان گذشته و دنیا دارعلم و فنونست نه توسل به توهم.

??به مردم ثابت شد حریم دریا و تالاب ورودخانه را اگر رعایت نکنند با قدرت قهریه امواج روبرویند و مقصر تنها حکومت نیست و خودشان هم مقصر ند.

??سیل اخیر ثابت کرد در مسیلها نباید فریب خشکسالی را خورد و ساختمان و تاسیسات ساخت. و باید دولت برای روز مبادا لایه روبی کند و اجازه ورود بحریم رودها و قطع جنگلها را ندهد.

??این پدیده ثابت کرد خدمتکار و دل سوز ملک و ملت چه کسانیند. و بجای حرف مفت زدن عمل میکنند. و تمام توان را برای نجات هموطن بکار میگیرند.

??دلسوزان ملت ایران معلوم شدند که چه کشورهائی هستند. دست حسن نصرالله و بشاراسد و فلسطینیها و عراقیها که میلیاردها دلار پول ما صرف رفاه و شکم گنده آنان شد. بیهوده بوده حتی یک پیام همدردی به ملت و دولت ندادند.

??به حکومت جمهوری اسلامی ثابت شد پولی که برای زیرساختهای اقتصادی کشورست را نباید خرج مفتخوران کشورهای عربی بکند و این سیل ثابت کرد. مسیولین جمهوری اسلامی د رحق و حقوق ملت ستم دیده ایران چقدرکوتاهی کرده اند.

??این بلایای طبیعی اخیر و زلزله کرمانشاه و چند جای دیگر معلوم کرد طلاکاری حرمین در عراق و تزئین شهرهای زیارتی عراق و ساخت کارخانه و مدرسه و بیمارستان برای عراقیان هیچ معجزه ای تولید نمیکند و بجز عقل و خرد و دانایی هیچکس در این مواقع به داد ملت و خود حکومت نمیرسد.

??این وقایع نشان داد وسواس سیاسی ـ عقیدتی مفید نیست و آدم متعبد و مومن و پیشانی پینه دار را در مشاغل استانداری و فرمانداری و شهرداری و رییس ستاد بحران وزارتخانه های فنی گماردن بی نتیجه است. چون اینان عُرضه تهیه طرح مبارزه با بلیات و هیچ عمل درستی را ندارند ود ر ذاتشان نیست زیرا اینها علم و دانش ندارند و دیدیم که از فرط راحت طلبی همه از دیار اسلام رفتند مسافرت به دیار کفر و کشور از نماینده مجلس و استان دار و فرماندار خالی بود.

??خود دولت و حکومت متوجه شد حقوق بگیرهای 20 و30 میلیونی و عیدی بگیرهای100ملیونی از دولتی تا مجلس نشین زیردرروترین انسانهایند و در این روزهای تنگ به خارج دررفتند و ارتش و بدنه رده پائین سپاه که اکثرا زیر 2 میلیون حقوق میگیرند درد ملت خود را میفهمند هم در موقع حمله دشمن از هموطن دفاع میکنند هم در بلایای طبیعی.

??تصاویر نشان میدهد عده ای بیکار بجای کمک به مردم برای خودنمایی رفتند تا زانو تو آب و سینه میزنند تا بلا رفع شود و هیچ بلایی رفع نشد.

??این بلایای طبیعی ثابت کرد که در خیلی چیزها باید یک تجدید نظر کلی کرد.

 


سین مثل سیل شعر از: محمود سیف

    نظر

سین مثل سیل
خدا  با   مردم  ما  قهر   کردی
بهارت را به کامش  زهر کردی
مگر ما امتحان ها پس ندادیم
بهایش سیل را  بر شهر  کردی
سلحشوران  لر در جنگ بودیم
لرستان را به  سیلت وهر کردی
کند باران گلستان کوه و صحرا
گلستان را به قحطی بهر کردی
تو دیدی جاده ها از بن خرابند
تو  هم  از بیخ آن را نهر کردی
خراب تو شدیم در لیله  القدر
تو ما را مضحکه در دهر کردی
به زور آوردی و اینجا نشاندی
به کابینش تو آب را مهر کردی
نوشتی  طالع عالی  جهان  را
رسید ایران فلاکت ظهر کردی
محمود سیف_ 14فروردین98


عرب زدگی

    نظر

تهاجم، تهاجم است‌ چه فرقی می کند، حال چه تهاجم فرهنگی غرب باشد و غربزدگی، یا تهاجم فرهنگی عرب باشد و عربزدگی. این افراطی است و آن تفریطی و هر دو فرهنگ و آداب و سنن این مرز و بوم با قدمت چند هزار ساله را نشانه رفته اند.

(محمود سیف)


اگر من رییس جمهور بودم!!!!

    نظر

بسم الله الرحمن الرحیم
آقای روحانی
"اگر من رییس جمهور بودم!!!"
آنچه که مرا به نوشتن این مطلب وا داشت، آن هم در یک روز قبل از تحلیف جنابعالی، به خاطر این است که فردای آن روز خود خوری نکنم که چرا حرف خود را به عنوان یک شهروند نزدم.
اگر هم با زبان ساده و خودمانی. به رشته تحریر آورده شده که همه فهم باشد و به دور از اصطلاحات غریب و ثقیل.
اگر یادتان باشد جناب آقای خامنه ای که آن زمان ریاست جمهور بودند سفری به کره داشتند و مردم کره در دو طرف خیابانی که منتهی به کاخ رییس جمهور کره بود با پرچم ایران برای ایشان دست تکان دادند و ما هم به عنوان ایرانی لذت بردیم از این استقبال، و چه بسا نگاهمان به مردم کره شمالی تغییر زیادی داشت و برایمان جزو. بهترین مردم دنیا شدند، ضمن اینکه همدلی و همراهی ملت و دولت کره در اذهانمان نقش بست.
و اما بعد... در هر جا که روسای جمهور ما رفتند و اینگونه بود چنین خاطره ای برایشان تداعی شد.
باز اگر یادتان باشد در استقبال مردم از امام در سال 57 باز مردم با حضور پر شورشان و با گلباران خیابان های منتهی به فرودگاه کاری کردند که همچنان جزو استقبال های وصف نشدنی و خاطره انگیز است.
و باز در زمان گذشته استقبال هایی که از شاه در کشور های دیگر بوجود میآمد اینگونه متوجه می شدیم که بین دو ملت و دو دولت ارتباطی تنگاتنگ و دوستان و حتی برادرانه وجود دارد، البته کسانی که در رژیم گذشته دستی بر آتش داشتند و الان هم بیشتر دست در آتش دارند باید بیشتر از ما حرف برای گفتن داشته باشند چرا که ما کودک بودیم و کمتر در این امور حضور داشتیم. اما لبخند و شادی در بیت مردم ما را هم خوشحال می کرد و در خیال کودکانه امان پرچم های رنگارنگ و چراغانی ها بیشتر مانده است.
ایکاش همچنان که. برای حضور در پای صندوق رای از دو ماه بیشتر در گوشه صفحه تلویزیون شماره ای ثبت می شود و برنامه های پخش می شود که مردم برای حضور پر شور در انتخابات آماده شوند، برای این مهم که حضور میلیونی. آحاد ملت از زن و مرد و پیر و جوان روستایی و شهری و....رقم زد و زمینه این موفقیت را فراهم کرد
جای پایی از مردم را به نمایش می گذاشتید و به دنیا. و ملل جهان القا. میکردید که این همان ملت نجیب و بصیر و فکور. و مهربان و صلح دوست ایران است که نظام سلطه آنان را تروریست و جنگ طلب و... معرفی کرده است و اما افسوس، که یا شما و اطرافیان دارای بینش تبلیغاتی و روابط عمومی مدرن و بهره گیری از توان ارتباطات نیستید و یا مردم را نا توان حضور در این کونه مجالس فوق العاده نادر که کمتر ایجاد می شود.و یا شاید اطرافیان درک درستی از استفاده بهینه از این گونه فرصت ها را ندارند یا به قول سعدی هنوز به کنه واقعی این بیت پس نبرده ایم که: گرت مملکت باید آراسته

مده کار معظم به نوخاسته

سپه را مکن پیشرو جز کسی

که در جنگها بوده باشد بسی

به خردان مفرمای کار درشت

که سندان نشاید شکستن به مشت

رعیت نوازی و سر لشکری

نه کاری است بازیچه و سرسری

نخواهی که ضایع شود روزگار

به ناکاردیده مفرمای کار
در هر حال می توان تهدید ها را به فرصت مبدل کرد که شما تاکنون نتوانسته اید با یارانتان این کار را بکنید و شاید بابی باز شود که تغییراتی اساسی در دور دوم انتخابتان فراهم کنید.
هر چند که در این تحلیف اکثر شخصیت ها جزو کشورهایی هستند که در جوامع بین الملل دارای رای و جایگاهی قدرتمند نیستند و عموما کشور های عقب مانده و فقیر می باشند البته بجز چند کشور که در حد مشاور و معاون رییس جمهور، وزیر خارجه یا مجلس و...و در کل شخصیت های درجه چهار و پنج را فرستاده اند، اما باز می شد نهایت بهره را برد.
ایکاش فقط یک درصد از هزینه این تشریفات و هدایایی که برای آنان در نظر گرفته شد صرف حضور مردم در مسیر منتهی به مجلس در زمان تحلیف می شد و خرج چندانی هم نداشت فقط کافی بود برای این چند کشور مدعو حدود ده _ دوازده هزار پرچم کوچک این کشور ها را میزدید و به دست همین مردم مهربان میدادید که در طول مسیر حرکت شخصیت های مدعو میدادید و این مردم با چند کیلو شیرینی و آب شربت. راضی می شدند، چون ملتی قانع و نجیب هستند. اما این حضور می توانست. در رسانه های دنیا چون پتکی باشد بر سر همان هایی که از آنها به عنوان دشمن و سلطه طلبانی یاد می کتیم که شرف و دین و منابع و و همه چیز ما را نشانه رفته اند.
و اما شما چه کردید، تعطیلی این روز و تفریح خانواده های پایتخت بطرف شمال به بهانه خلوت شدن خیابان ها برای جلوگیری از ترافیک و کنترل بهتر امور تشریفات. در این چند سال کاری شده که دیگر حتی ایام سوگواری رعایت احوال ایام نمیشود و متاسفانه در ارتحال بنیانگذار نظام اسلامی هم پایتخت نشینان را باید در پیچ و خم های جاده چالوس و دماوند و هراز یافت.
در راهپیمایی ها و روز قدس و بیست و دوم بهمن و مناسبت ها میتوانیم. دهها بار از رسانه ها مسیر ها را اعلام کنیم و نیروهای انتظامی هدایت مراسم را در دست گیرند و اما در این مهم که میشد ابهت و نوع دوستی و نجابت و بزرگ منشی ایران و ایرانی را به منصه ظهور و انظار جهانیان قرار داد و از رسانه های دنیا استفاده مجانی کرد و غرور افرینان این افتخار ملی. یعنی ملت سر افراز را به دنیا شناساند کوتاهی کردید.

آقای روحانی ایکاش من به جای شما رییس جمهور بودم تا چگونه با بهره گیری از نیروهای توانمند در تمامی عرصه ها، چه سیاسی،چه اقتصادی، چه فرهنگی، چه مذهبی و.. کاری می کردم کارستان. اما چه سود که دلسوز ترین و توانمند ترین و بهترین های این ملت خانه نشین شده اند و ناتوان ترین آنها پشت میزنشین و مسند نشین.
ناکارآمدان و چابلوسان و. متملق گویان و مرفه نشینان و کاخ نشینان همه کاره و کرسی نشین. اما متدین ترین و متخصص ترین و متعهد ترین و مجرب ترین و کوخ نشینان این ملت که پای ارزشهای امام راحل و انقلاب ایستاده اند ، هیچ کاره و خانه نشین. 
کلام امام را فراموش نکنیم که هر گاه دولت مردان به سمت کاخ نشینی و مرفه نشینی و تجمل گرایی روی آوردند و دروغگویان و چابلوسان و زمین خواران و متمکنین و ثروت اندوزان به کرسی ها تکیه زدند فاتحه دولت و ملت را باید خواند.

کمی به خود بیایید 
با عرض پوزش از زیاده گویی
والسلام 
محمود سیف
96/5/12 دورود لرستان 
کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل،مدرس دانشگاه و بازنشسته، جانباز شیمیایی جنگ و رزمنده 48 ماه جبهه های دفاع مقدس.


اخلاق سیاسی در اسلام

    نظر

محمود سیف:

در این عصر هر کس که بخواهد وارد بازی های سیاسی بشود، باید چیزهایی را از دست بدهد تا چیزی را بدست آورد.ظرف وجودی آدمی مانند لیوانی است که باید از چیزی خالی شود تا از چیز دیگر پر شود.در سیاست به معنی غربی که همان پلیتیک است،  همان نیرنگ و حقه هست،باید فرد جوانمردی،فتوت، روحیه گذشت و فداکاری و ایثارگری، راستگویی، وفای به عهد، انسانیت و پاکدستی و ایمان خود را از دست بدهد و بجای آن تملق گویی،چابلوسی، دروغگوئی، خیانت،نامردمی و حقه و نیرنگ رابدست آورد، اما در اسلام و از زبان مولا علی علیه السلام،سیاست معنایی لطیف تر و ظریف تر دارد، امام میفرماید:افضل السیاسه، سیاسه النفس. اول باید خود را تربیت کرد. و بعد بدنبال اصلاح اجتماع بود.ما هنوز نفس خود را تربیت نکردیم. به دنبال اصلاح جامعه ایم و این است که عاقبتش میشود این.بذر بی اعتمادی و دروغ و خیانت و اختلاس و دزدی در جامعه پاشیده میشود.


نا اهلان و نا محرمان

 

چه کسانی اهل و چه کسانی نا اهلند؟

به بهانه   39  سال حماسه ملت مسلمان ایران در عرصه های  

سیاسی، اقتصادی، نظامی و اجتماعی 

 انقلاب خونبار اسلامی

چه کسی به ما خواهد گفت که اهل کدامند و نااهلان هم؟

در فاصله 39  سال زیر علم کسانی سینه زدیم که فکر می کردیم اهلند و

هر کدام در مسئولیت های بالای این انقلاب حضور داشتند...

برخی رئیس جمهورو برخی ریاست مجلس شورای اسلامی و برخی نخست وزیر...

 اما بعد عده ای شدند ایادی امریکا و عده ای حامی منافق و عده ای فتنه گر و

عده ای حامی فتنه گر و عده ای فتنه گران خاموش و عده ای جریان انحرافی و ...

یعنی در طول انقلاب فقط نااهلان بر پاره ای از مستدهای کلیدی انقلاب

 محرومان و پا برهنگان و مستضعفان و کوخ نشینان تکیه زده بودند و

ملت انقلابی و مسلمان نظاره گر به یغما رفتن ارزش هایی که

برای آن از جان و مال خود مایه گذاشتند و ...

براستی این کلام وحی گونه امام(ره) چه کسانی را نشانه رفته بود و رفته است؟

من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می کنم که

 نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.

نگذارید پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند.

اکیداً به ملت عزیز ایران سفارش می کنم که هوشیار و مراقب باشید.  

                                                                                                صحیفه امام- جلد 21- صفحه 93

در دو دور داوطلب کاندید شدن

 در نمایندگی مجلس  شورای اسلامی

 بارها و بارها از من پرسیدند

 چرا کاندیدشدید؟

و من فقط یک حرف برای گفتن داشتم

 و آن کلام مولا امیر مومنان

 در خطبه 131 نهج البلاغه بود که می فرماید:

خطاب به کوفیان و کوفی صفتان در هر عصر و دوره

أَیَّتُهَا اَلنُّفُوسُ اَلْمُخْتَلِفَةُ وَ اَلْقُلُوبُ اَلْمُتَشَتِّتَةُ اَلشَّاهِدَةُ أَبْدَانُهُمْ وَ اَلْغَائِبَةُ عَنْهُمْ

عُقُولُهُمْ أَظْأَرُکُمْ عَلَى اَلْحَقِّ وَ أَنْتُمْ تَنْفِرُونَ عَنْهُ نُفُورَ اَلْمِعْزَى مِنْ وَعْوَعَةِ

اَلْأَسَدِ هَیْهَاتَ أَنْ أَطْلَعَ بِکُمْ سَرَارَ اَلْعَدْلِ أَوْ أُقِیمَ اِعْوِجَاجَ اَلْحَقِّ

اَللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَکُنِ اَلَّذِی کَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِی سُلْطَانٍ وَ لاَ اِلْتِمَاسَ شَیْ‏ءٍ

مِنْ فُضُولِ اَلْحُطَامِ وَ لَکِنْ لِنَرِدَ اَلْمَعَالِمَ مِنْ دِینِکَ وَ نُظْهِرَ اَلْإِصْلاَحَ

 فِی بِلاَدِکَ فَیَأْمَنَ اَلْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِکَ وَ تُقَامَ اَلْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِکَ

اَللَّهُمَّ إِنِّی أَوَّلُ مَنْ أَنَابَ وَ سَمِعَ وَ أَجَابَ لَمْ یَسْبِقْنِی إِلاَّ رَسُولُ اَللَّهِ ص بِالصَّلاَةِ

وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّهُ لاَ یَنْبَغِی أَنْ یَکُونَ اَلْوَالِی عَلَى اَلْفُرُوجِ وَ اَلدِّمَاءِ وَ اَلْمَغَانِمِ وَ اَلْأَحْکَامِ

 وَ إِمَامَةِ اَلْمُسْلِمِینَ اَلْبَخِیلُ فَتَکُونَ فِی أَمْوَالِهِمْ نَهْمَتُهُ وَ لاَ اَلْجَاهِلُ فَیُضِلَّهُمْ بِجَهْلِهِ

وَ لاَ اَلْجَافِی فَیَقْطَعَهُمْ بِجَفَائِهِ وَ لاَ اَلْحَائِفُ لِلدُّوَلِ فَیَتَّخِذَ قَوْماً دُونَ قَوْمٍ وَ لاَ اَلْمُرْتَشِی

فِی اَلْحُکْمِ فَیَذْهَبَ بِالْحُقُوقِ وَ یَقِفَ بِهَا دُونَ اَلْمَقَاطِعِ وَ لاَ اَلْمُعَطِّلُ لِلسُّنَّةِ فَیُهْلِکَ اَلْأُمَّةَ.

اى مردم گونا‏گون با دلهاى پراکنده ، اى کسانى که به تن‏ها حاضرید و به خردها غایب .

با مهربانى ، شما را به سوى حق سوق مى‏ دهم و شما همانند گوسفندی که از غرش شیر مى‏رمد از آن مى‏ رمید .

 بعید است که به یارى شما عدالتى را ، که چهره نهفته است ، آشکار سازم یا حقى را ،

که دیگران به کجی کشانیده‏اند ،راست گردانم .

بار خدایا ، تو مى‏دانى ، که آن کارها که از ما سر زد ، نه براى هم چشمى بود و

 نه رقابت در قدرت و نه خواستیم از این دنیاى ناچیز چیزى افزون به چنگ آوریم .

بلکه مى ‏خواستیم نشانه‏ هاى دین تو را که دگرگون شده بود بازگردانیم

و بلاد تو را اصلاح کنیم تا بندگان ستمدیده‏ ات در امان مانند و آن حدود که مقرر داشته‏ اى ، جارى گردد.

...شما دانسته‏ اید ، که سزاوار نیست کسى که بر ناموس ها و جان ها و

غنیمت ها و احکام مسلمین ولایت دارد و پیشوایى مسلمانان بر عهده اوست ،

 مردى بخیل و تنگ چشم باشد ، تا در خوردن اموالشان حریص شود و نیز ،

والى نباید نادان باشد تا مردم را با نادانى خود گمراه سازد و نباید که ستمکار باشد

تا وظیفه روزى آنان را ببرد و نباید از گردش ایام بترسد تا گروهى را همواره بر گروه دیگر برترى دهد ،

 و نه کسى ، که در داورى رشوه مى‏ستاند ، تا رشوه گیرنده حقوق مردم را از میان برده

و در بیان احکام و حدود الهى توقف نماید . و نه کسى ، که سنّت را فرو مى‏ گذارد تا امّت را به هلاکت اندازد . 

                                                                                          نهج البلاغه - خطبه 131

             و اما باز خدایا  یاریمان ده که باز شناسیم 

               که چه سخت است شناختن اهل از نااهل.